021-52327
جستجو در مقاله‌ها

خطر نابودی میراث گردشگری ایران در جنگ

اخبار 1404/11/13 10 دقیقه
در این مطلب می‌خوانید [ نمایش ]

جغرافیا در جستجوی بقا؛ وقتی تاریخ هدف می‌گیرد

ایران، پیش از آنکه یک مرز سیاسی بر روی نقشه‌ های معاصر باشد، یک «جغرافیای خاطره» است. این سرزمین که از آن به عنوان پل فیروزه‌ای میان شرق و غرب یاد می‌شود، در هر خشت و کتیبه‌اش، ردپای تمدن‌ هایی را نگاه داشته که هزاران سال پیش از پیدایش مفاهیم مدرن مرزی، راه را برای تکامل بشر هموار کردند. از ستون ‌های برافراشته در دشت مرودشت تا گنبدهای دوار اصفهان که گویی آسمان را به زمین دوخته‌اند، میراث فرهنگی ایران نه تنها دارایی ملی ایرانیان، بلکه پاره‌ای از روح بشریت است. با این حال، تاریخ ثابت کرده است که سنگ و آجر، با وجود تمام صلابت‌شان، در برابر جنونِ جنگ و باروت، از پر کاهی شکننده‌تر هستند. 
امروزه در میانه تنش‌ های ژئوپلیتیک و سایه سنگین درگیری‌ های احتمالی در منطقه، پرسشی هولناک در محافل فرهنگی جهان طنین‌ انداز شده است: «در صورت وقوع یک نبرد نظامی، بر سر شناسنامه سنگی ما چه خواهد آمد؟» تخریب میراث فرهنگی در جریان جنگ ‌ها، دیگر یک «خسارت جانبی» ساده محسوب نمی‌شود؛ بلکه در آموزه های نوین نظامی، از آن به عنوان «نسل ‌کشی فرهنگی» یاد می‌شود. وقتی موزه‌ای غارت می‌شود یا بنایی باستانی با خاک یکسان می‌گردد، تنها یک سازه از دست نمی‌رود، بلکه رشته اتصال یک ملت با گذشته‌اش گسسته می‌شود.  
این مقاله با نگاهی به ارزش‌ های بی‌بدیل گردشگری و تاریخی ایران، به بررسی جاذبه ‌هایی می‌پردازد که در صورت بروز هرگونه درگیری مسلحانه، در «لیست قرمز» نابودی قرار دارند. ما در این نوشتار نه از سیاست، بلکه از «بقا» سخن می ‌گوییم؛ بقای ثروتی که اگر از دست برود، با هیچ بودجه‌ای در جهان بازسازی نخواهد شد و ایران را از یکی از قطب ‌های آینده صنعت گردشگری جهان، به سرزمینی با خاطرات سوخته بدل خواهد کرد. ما به بررسی این واقعیت خواهیم پرداخت که چرا صیانت از میراث ایران، یک وظیفه جهانی است و تخریب آن، چگونه می ‌تواند تمدن بشری را یک گام به تاریکی نزدیک ‌تر کند.

مقدمه

چرا میراث ایران در تیررس جنگ‌ های مدرن است؟

تخریب میراث فرهنگی در سده‌ی اخیر از یک اتفاق تصادفی در میدان نبرد، به یک ابزار استراتژیک و گاه حتی یک «هدف ثانویه» تبدیل شده است. در مورد ایران، این تهدید نه تنها ناشی از قدرت تخریب سلاح‌ های مدرن، بلکه برآمده از سه لایه پیچیده است که هر کدام به تنهایی می‌تواند شناسنامه یک منطقه را نابود کند.

۱. مجاورتِ استراتژیک: هم‌ سایگی تاریخ و صنعت
یکی از بزرگ‌ ترین چالش ‌های حفاظت از میراث ایران، نزدیکی سایت‌های باستانی به زیرساخت ‌های حیاتی، نظامی و صنعتی است. در جغرافیای سیاسی ایران، بسیاری از مراکز حساس (مانند پالایشگاه‌ ها، بنادر یا مراکز ارتباطی) در مناطقی واقع شده‌اند که ریشه‌های چند هزار ساله دارند. به عنوان مثال، درگیری در خلیج فارس تنها تهدیدی برای سکوهای نفتی نیست؛ بلکه لرزش‌ های ناشی از انفجارهای بزرگ در سواحل جنوبی می‌تواند زیرساخت‌ های خشتی و سنگی شهرهایی چون بوشهر، سیراف و حتی سازه‌ های آبی شوشتر را با خطر جدی مواجه کند. در جنگ‌ های مدرن، مفاهیمی چون «خطای محاسباتی» یا «خسارت جانبی» (Collateral Damage) وجود دارد که در آن، یک موشک منحرف شده یا موج ناشی از یک انفجار سنگین، می‌تواند یک سایت باستانی را که کیلومترها از هدف اصلی دور است، به لرزه درآورده و باعث فروپاشی تدریجی آن شود.

۲. جنگ روانی و نمادگرایی (Iconoclasm)
در آموزه های نوین جنگی، تخریب میراث فرهنگی ابزاری برای درهم‌شکستن «اراده ملی» است. سایت‌ هایی مانند تخت ‌جمشید یا میدان نقش‌ جهان، فراتر از جاذبه‌ های توریستی، نمادهای قدرت، تداوم و غرور ایرانیان هستند. تخریب یا حتی آسیب جزئی به این بناها، پیامی دردناک به جامعه صادر می‌کند: «حافظه تاریخی شما در امان نیست». این نوع تخریب که به آن «آیکونوکلاسم» یا شمایل‌ شکنی مدرن می ‌گویند، با هدف پاک کردن هویت بصری یک ملت صورت می ‌گیرد تا حس تعلق و مقاومت ملی را به پایین‌ترین سطح ممکن برساند.

۳. فقدان سپرهای بین‌المللی کارآمد
اگرچه کنوانسیون‌های بین‌المللی نظیر «کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه» برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ وضع شده‌اند، اما واقعیت ‌های تلخ در قرن بیست و یکم نشان داده که این قوانین در برابر قدرت‌ های نظامی یا گروه‌ های شبه‌ نظامی، ضمانت اجرایی چندانی ندارند. تجربه تلخ تخریب آثار در بین‌النهرین و سوریه پیش چشم ماست؛ جایی که «فهرست‌های قرمز» یونسکو مانع از شلیک گلوله‌های توپ نشدند. ایران با دارا بودن تراکم بالایی از آثار ثبت شده در فهرست جهانی، در صورت بروز درگیری، عملاً در وضعیتی قرار می‌گیرد که «حقوق بین ‌الملل» تنها می‌تواند نقش یک تماشاگر یا ثبت ‌کننده خسارت را ایفا کند، نه یک بازدارنده واقعی.


کانون‌های بحران؛ ستون‌های تمدن در لبه پرتگاه

وقتی صحبت از میراث در خطر ایران به میان می‌آید، نخستین تصاویری که در ذهن باستان‌شناسان و گردشگران نقش می‌بندد، سازه‌های عظیمی است که هزاران سال در برابر باد و باران ایستادگی کرده‌اند، اما ساختار فیزیکی آن‌ ها برای مقابله با شوک ‌های ناشی از جنگ ‌های مدرن طراحی نشده است. در این میان، سه پایگاه کلیدی بیش از همه در معرض تهدید هستند:

۱. تخت‌جمشید و پاسارگاد: ظرافت در میان سنگ‌ها
تخت‌جمشید (پرسپولیس) نماد هویت ملی ایران و یکی از پربازدیدترین مقاصد گردشگری خاورمیانه است. اما این شکوه سنگی، به شدت شکننده است. سنگ‌های آهکی و مرمرینی که در ساخت کاخ‌های آپادانا و تالار صدستون به کار رفته‌اند، در طول هزاره‌ها دچار فرسایش طبیعی شده و دارای ترک‌های میکروسکوپی هستند.

خطر فیزیکی: امواج صوتی ناشی از شکستن دیوار صوتی توسط جنگنده‌ها یا لرزش‌های زمین ناشی از انفجار موشک‌های بالستیک در شعاع چند ده کیلومتری، می‌تواند باعث تشدید این ترک‌ها و ریزش ناگهانی سرستون‌ها و کتیبه‌های منحصربه‌فردی شود که هیچ جایگزینی در جهان ندارند.

فاجعه گردشگری: نابودی تخت‌جمشید به معنای حذف ایران از فهرست «باید دید» (Must-see) گردشگران فرهنگی جهان است؛ خسارتی که برند گردشگری ایران را برای همیشه مخدوش می‌کند.


۲. چغازنبیل: نیایشگاهی از جنس خاک
در دشت‌های خوزستان، نخستین اثر ثبت شده ایران در یونسکو، یعنی زیگورات چغازنبیل قرار دارد. این بنا که بزرگترین اثر معماری بر جای مانده از تمدن عیلامی است، تماماً از خشت خام و آجر ساخته شده است.

خطر استراتژیک: نزدیکی این بنا به مرزهای غربی و مراکز نفتی جنوب، آن را در یک «منطقه داغ» نظامی قرار داده است.

حساسیت سازه: برخلاف بناهای سنگی، خشت در برابر لرزش و رطوبت ناشی از انفجار به شدت آسیب‌پذیر است. یک انفجار نزدیک می‌تواند ساختار یکپارچه این هرم باستانی را به تلی از خاک بدل کند. چغازنبیل میراثی است که حتی بدون جنگ و بر اثر فرسایش طبیعی در خطر است، چه رسد به شرایط درگیری مسلحانه.

۳. شوش: استمرار پانزده هزار سال زندگی
شهر باستانی شوش، به عنوان یکی از قدیمی‌ترین سکونتگاه‌های شناخته‌شده بشری، لایه‌های متعددی از تاریخ (از عیلامی و هخامنشی تا دوران اسلامی) را در دل خود جای داده است.
تهدید نامرئی: جنگ در مناطق شهری مانند شوش، نه تنها بناها (مانند قلعه فرانسوی‌ها یا کاخ آپادانای شوش) را تهدید می‌کند، بلکه باعث نابودی لایه‌های باستان‌شناسیِ کاوش‌ نشده‌ای می‌شود که هنوز اسرار تمدن‌ های اولیه را در خود دارند. تخریب در شوش به معنای بستن کتاب تاریخ در نیمه‌راه است.

بخش-سوم

پیامدهای اقتصادی؛ فروریختن اقتصادِ محلی

نابودی این سایت‌ها تنها یک خسارت معنوی نیست. بخش بزرگی از اقتصاد جوامع محلی در مرودشت، شوش و شوشتر به «صنعت بازدید» گره خورده است. هتل‌ ها، اقامتگاه‌ های بوم‌ گردی، راهنمایان محلی و هنرمندان صنایع دستی، همگی حلقه‌ های یک زنجیره اقتصادی هستند که با اولین شلیک در نزدیکی این آثار، از هم می ‌پاشند. تجربه جهانی نشان داده است که بازگشت گردشگر بین‌المللی به منطقه‌ای که میراثش آسیب دیده، فرآیندی است که حتی پس از صلح، ممکن است بیش از دو دهه به طول بیانجامد. این به معنای فقر پایدار برای مناطقی است که تاریخ تنها دارایی آن‌هاست.

نبض زندگی در تیررس؛ اصفهان و یزد

اگر تخت‌جمشید شکوهِ خاموش باستان است، اصفهان و یزد «تاریخِ جدی و زنده» ایران هستند. در این بخش از مقاله، به بررسی این واقعیت می‌پردازیم که جنگ در شهرهای تاریخی، نه تنها بناها، بلکه «زیست‌بوم فرهنگی» را نابود می‌کند.

۱. اصفهان؛ میدان نقش‌جهان و تمرکز شکنندگی
میدان نقش‌جهان اصفهان، یکی از بزرگترین و منحصر به‌ فردترین مجموعه‌های معماری جهان است. اینجا با یک «تراکمِ خطر» روبرو هستیم. چهار شاهکار (عالی ‌قاپو، مسجد امام، مسجد شیخ ‌لطف‌الله و بازار قیصریه) در فضایی محدود در کنار هم قرار گرفته‌اند.

آسیب‌پذیری کاشی‌کاری‌ ها: گنبدهای فیروزه‌ای اصفهان با کاشی‌های هفت‌رنگ و معرق پوشیده شده‌اند. این کاشی‌ها با ملات‌های سنتی به بدنه بنا متصل هستند. موج انفجار ناشی از حملات هوایی یا موشکی، حتی اگر به خود بنا اصابت نکند، باعث «ریزش لایه‌ای» این تزئینات بی‌بدیل می‌شود. لرزش‌های مداوم می‌تواند باعث جابجایی در قوسِ گنبدها شده و پایداری سازه‌ای بناهایی مثل مسجد امام را به کلی از بین ببرد.
مرگ بازار: بازار تاریخی اصفهان تنها یک بنا نیست، بلکه شریان اقتصادی صنایع دستی ایران است. در صورت بروز جنگ، زنجیره تأمین هنرهایی مثل میناکاری، قلم‌زنی و خاتم‌کاری که قرن‌هاست در این حجره‌ها تداوم دارد، برای همیشه قطع خواهد شد.

۲. یزد؛ نخستین شهر خشتی جهان و سیستم قنات‌ها
یزد به عنوان تنها شهر ایران که بافت تاریخی آن به صورت یکپارچه در یونسکو ثبت شده، الگوی نبوغ بشر در همزیستی با کویر است. اما این شهر، به شکلی باورنکردنی در برابر سلاح‌های سنگین بی‌دفاع است.
خشت خام در برابر باروت: کل بافت تاریخی یزد از خشت و گل ساخته شده است. سازه‌های خشتی در برابر فشار ناگهانی (Overpressure) ناشی از انفجار، برخلاف بتن یا فولاد، به سرعت خرد می‌شوند. تخریب یک محله در یزد به دلیل پیوستگی سقف‌ها و ساباط‌ها (سایه بان ها)، می‌تواند به صورت دومینووار باعث فروپاشی کل بافت تاریخی شود.

قنات‌ ها؛ شاهرگ‌های زیرزمینی: یکی از بزرگترین خطرات جنگ برای یزد، آسیب به سیستم قنات‌ هاست. انفجارهای سطحی و لرزش‌های شدید زمین باعث ریزش میله‌های قنات و کور شدن مسیر آب‌های زیرزمینی می‌شود. نابودی قنات یعنی نابودی امکان زندگی در شهر؛ فاجعه‌ای که باعث کوچ اجباری ساکنان و تبدیل شدن یک شهر زنده به یک «شهر ارواح» باستانی می‌شود.

بخش-پنجم

میراث ناملموس؛ آنچه در شعله‌ها دود می‌شود

فرار مغزهای هنری: در زمان جنگ، اولویت اول زنده ماندن است. هنرمندانی که مرمت‌گران اصلی بناهای تاریخی هستند، یا مهاجرت می‌کنند و یا مهارت‌هایشان در زیر فشار اقتصادی و امنیتی به فراموشی سپرده می‌شود.
توقف مرمت: بسیاری از بناهای ایران (مانند گنبد سلطانیه یا عالی‌قاپو) پروژه‌های مرمتی مداوم دارند. جنگ باعث توقف این پروژه‌ها شده و بناهایی که نیمه‌کاره در دست تعمیر هستند، در برابر عوامل طبیعی (باد و باران) بسیار سریع‌تر از زمان عادی تخریب می‌شوند.

سپرهای حفاظتی؛ آیا راهی برای نجات هست؟

در دنیایی که تکنولوژی نظامی با سرعت در حال پیشرفت است، روش ‌های حفاظت از میراث فرهنگی نیز باید متحول شوند. برای کشوری مانند ایران که میراثش در ابعاد وسیع جغرافیایی پراکنده است، چند راهکار کلیدی برای کاهش ریسک در زمان درگیری مطرح می‌شود:
۱. نشان آبی (Blue Shield): پناهگاهِ نمادین
«نشان آبی» معادل صلیب سرخ در حوزه فرهنگ است. بر اساس کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، سایت‌های فرهنگی باید با این نشان علامت ‌گذاری شوند تا خلبانان و فرماندهان نظامی آن ‌ها را به عنوان اهداف غیرنظامی شناسایی کنند. اما در جنگ‌ های مدرن، این تنها کافی نیست؛ ایران باید از طریق «دیپلماسی فرهنگی فعال»، مختصات دقیق جی‌ پی ‌اس (GPS) تمام سایت‌های خود را در بانک‌ های اطلاعاتی بین‌المللی ثبت کند تا بهانه «اشتباه محاسباتی» از متجاوزان گرفته شود.

۲. بایگانی دیجیتال؛ میراثی که در سرورها می‌ماند
یکی از مدرن‌ترین روش‌های حفاظت، «اسکن لیزری فتوگرامتری» است. اگر ما نقشه‌های سه بعدی با دقت میلی‌متری از تمام جزییات تخت‌جمشید یا محراب‌های مساجد اصفهان داشته باشیم، حتی در صورت تخریب کامل، امکان بازسازی دقیق (Reconstruction) آن‌ها فراهم خواهد بود. این «دوقلوی دیجیتال» (Digital Twin)، بیمه‌نامه‌ی بقای تمدن ما در عصر دیجیتال است.

بخش-هفتم

نتیجه‌گیری؛ میراث، ملکِ مشاع بشریت

مقاله حاضر مروری بود بر آنچه در صورت بروز جنگ ممکن است برای همیشه از کف برود. باید به یاد داشت که میراث فرهنگی ایران، تنها به مردم داخل مرزهای جغرافیایی آن تعلق ندارد؛ این آثار، قطعاتی از پازل بزرگ تاریخ بشر هستند. تخریب تخت‌جمشید، بمباران میدان نقش‌جهان یا فروپاشی بافت خشتی یزد، تنها خسارت به صنعت گردشگری ایران نیست، بلکه زخمی بر پیکره دانش و هنر جهانی است.
جنگ‌ها روزی به پایان می‌رسند، معاهده‌های صلح امضا می‌شوند و اقتصادها دوباره جان می‌گیرند، اما میراثی که به خاکستر تبدیل شود، هرگز باز نخواهد گشت. حفاظت از جاذبه‌های گردشگری ایران در برابر تهدیدات نظامی، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک «تعهد اخلاقی» نسبت به نسل‌های آینده است. ما امانت‌دارانی هستیم که باید این امانت را از میان شعله‌های احتمالی جنگ عبور دهیم و به دست آیندگان برسانیم، چرا که ملتی بدون میراث، ملتی بدون حافظه و آینده است.

پیش از آنکه تاریخ به خاطره بدل شود، با ما همسفر شوید

میراث باشکوه ایران، گنجینه‌ای است که تکرار نخواهد شد و تماشای این عظمت، فرصتی است که شاید فردا دیر باشد. آژانس هواپیمایی کیاراسیر با درک عمیق از ارزش‌های فرهنگی و تاریخی این سرزمین، شما را به سفری فراتر از یک گشت‌وگذار ساده دعوت می‌کند؛ سفری برای لمس اصالت در دل تخت‌جمشید و غرق شدن در تلالو کاشی‌های اصفهان. ما در آژانس گردشگری کیاراسیر بر این باوریم که تماشای میراث در خطر، وظیفه‌ای برای زنده نگه داشتن تاریخ است. همین امروز با ما تماس بگیرید تا با بهترین خدمات پروازی و تورهای تخصصی، راوی قصه‌های نشنیده ایران در قلب این بناهای بی‌تکرار باشید.

مقالات پربازدید